Wednesday, December 11, 2013

خشونت

درد ماهیانه به سراغم نیامده و پریود ماه قبل هم با همیشه فرق داشت... یک روز صبر می‌کنم، دو، سه و شماره‌ها بالا می‌رود، نگران می‌شوم... باید به دکتر زنان مراجعه کنم آن هم در شهری دیگر. قبل از وارد شدن به اتاق دکتر بار‌ها و بار‌ها با خودم می‌گویم صاف می‌ایستم و می‌گویم من رابطه جنسی داشته‌ام و توضیحی در مورد رابطه‌ام نمی‌دهم، اما همین که وارد اتاق می‌شوم همه آن حرف‌ها یادم می‌رود و می‌گویم نامزد دارم و از آخرین رابطه جنسیمان دو ماه گذشته و بین این دو ماه پریود شده‌ام و این ماه نه. دکتر می‌گوید: «تست بارداری می‌نویسم.» هول می‌کنم. دکتر متوجه می‌شود، می‌گوید: «چرا اینهمه بهم ریختی؟ فوقش زود‌تر ازدواج می‌کنید» دنیا بر سرم آوار می‌شود. ازدواج... تنهایی هجوم می‌آورد. بغض کرده چهار طبقه پله را می‌روم پایین و نمی‌فهمم کی پله‌ها تمام شد و به آزمایشگاه رسیدم. پرستار خون می‌گیرد و می‌گوید نیم ساعت بعد جواب آماده می‌شود. در این نیم ساعت پیام می‌رسد: «جواب آزمایش هر چه باشد کنارت هستم.» دلم گرم می‌شود. به همه روز‌هایمان فکر می‌کنم و به یک سقط غیرقانونی و تنم که باید چه بکشد. نیم ساعت تمام می‌شود، متصدی جواب‌ها در آزمایشگاه می‌گوید: «جواب منفی است.» نفس راحتی می‌کشم. می‌فهمد مادر مشتاق جواب مثبتی نیستم و زنی هستم با رابطه‌ای خارج از ازدواج. نگاهش بر می‌گردد و بی‌ملاحظه گستاخانه می‌شود. جواب را برای دکتر می‌برم و نسخه را می‌گیرم و از مطب خارج می‌شوم... در راه به تمام تنهاییمان فکر می‌کنم. به اینکه در تمام این تجربه‌های تلخ مردان نیستند. در تحمل زهرِ آن نگاه‌ها که تو را زن هرزه‌ای می‌بنند که زیر هر مردی خوابیدن کارت است، تنهایی. در دروغ گفتن تنهایی، در دلهره‌هایت برای باردار شدن تنهایی... کسی در روز جهانی زن نوشته بود: «اگر سرویس سلامت و بهداشت به دلیل مجرد یا متاهل بودن، گرایش جنسی یا مسائلی از این دست به شما خدمات نمی‌دهد، شما تحت خشونت هستید...» و من به یک جمله فکر می‌کنم که اکثر متخصصان زنان و زایمان در ابتدا می‌پرسند: «مجردی یا متاهل؟» و نمی‌پرسند: «رابطه جنسی داشته‌ای یا نه»... گاهی دنیا جای امنی برای زنان نیست. ایران در بیشتر مواقع جای امنی برای زنان نیست و شهرستان کوچک ابدا جای امنی برای زنان نیست... ما تحت خشونیم...