قبلترها، مادرم کتابی خریده بود، از این کتابها، که نویسنده، مورد تجاوز قرار گرفته بود وزندگیاش نابود شده بود و جایی شروع به ساختن زندگیاش کرد، نام کتاب خاطرم نیست فقط میدانم انتهای کتاب لیست بلند بالایی بود از انواع بیماریها و علت روانی احتمالی آنها.
خوب در خاطرم مانده علت احتمالی بیماریهای پستان، مادری کردن بیش از حد، برای همه بوده. حالا من هستم و یک دایره کوچک ۴*۱۳ میلی متری در پستانم، که فردا معلوم میشود، کوچکتر شده با دارو یا نه... برای رسیدن به علت بیماری، نیازی به کنکاش زیاد ندارم به خاطر میآورم: همه دلهرههای مادرانهام برای کسی که تلفنی جواب نمیداد و من به فکر همه اتفاقات بد میافتادم که ممکن بود برای آن شخص اتفاق افتاده باشد، همه دست و دلم لرزیدنها برای هر کسی که دلش لرزید و قرار نگرفت و همه روزها و ماههای نکبت بعد از کودتا، که من خودم را جای مادری گذاشتم و گریستم برای شهیدی...
مادری شغل دوم شده است و میترسم برای یارم هم مادر شوم... میخواهم مادری را ترک گویم، نمیخواهم دوباره پستانم را به تیغ جراحی بسپارم...
خوب در خاطرم مانده علت احتمالی بیماریهای پستان، مادری کردن بیش از حد، برای همه بوده. حالا من هستم و یک دایره کوچک ۴*۱۳ میلی متری در پستانم، که فردا معلوم میشود، کوچکتر شده با دارو یا نه... برای رسیدن به علت بیماری، نیازی به کنکاش زیاد ندارم به خاطر میآورم: همه دلهرههای مادرانهام برای کسی که تلفنی جواب نمیداد و من به فکر همه اتفاقات بد میافتادم که ممکن بود برای آن شخص اتفاق افتاده باشد، همه دست و دلم لرزیدنها برای هر کسی که دلش لرزید و قرار نگرفت و همه روزها و ماههای نکبت بعد از کودتا، که من خودم را جای مادری گذاشتم و گریستم برای شهیدی...
مادری شغل دوم شده است و میترسم برای یارم هم مادر شوم... میخواهم مادری را ترک گویم، نمیخواهم دوباره پستانم را به تیغ جراحی بسپارم...
No comments:
Post a Comment